فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول - ولایی، عیسی - الصفحة ٢٢٨ - عموم زمانى
٣٢٧. عقليّات غير مستقلّه
به مبحث «استلزامات عقليه» رجوع شود.
٣٢٨. علم اجمالى [١]
هرگاه به چيزى قطع و يقين آميخته با ترديد پيدا شود مىگويند «علم اجمالى» دارد. به ديگر سخن در موردى دو جهت متمايز ديده مىشود، جهت علمى و جهت ترديدى. يعنى از يك جهت علم حاصل شده و از جهت ديگر ترديد، مثال: بدون ترديد كتاب حاضر يا از آن حسن است و يا رضا. اما اينكه مشخصا مال كداميك از اين دو نفر است ترديد دارم. معلوم اجمالى مردّد بين دو يا چند چيز است. همانند مقرّ له در ماده ١٢٧١ قانون مدنى «مقرّ له اگر به كلّى مجهول باشد اقرار اثرى ندارد و اگر فى الجملة معلوم باشد مثل اقرار براى يكى از دو نفر معيّن صحيح است.» علم اجمالى در مقابل «علم تفصيلى» است. در مثال فوق اگر بدانم مشخصا حسن صاحب كتاب مذكور است به آن علم تفصيلى گويند. به مبحث «علم تفصيلى» و «قطع» رجوع شود.
٣٢٩. علم اصول
براى آگاهى از معناى «علم اصول» به مبحث «اصول فقه» رجوع شود، همچنين سير تاريخى علم اصول را در مقدمه همين كتاب بيابيد.
٣٣٠. علم تفصيلى
هرگاه چيزى را به وضوح بدانيم و در آن ترديدى نداشته باشيم، به آن «علم تفصيلى» گويند. مثل اينكه قطع و يقين دارم كه مالك فلان اتومبيل شما هستيد. و يا علم دارم كه اكنون روز است. علم تفصيلى در مقابل «علم اجمالى» است. به مبحث «علم اجمالى» و «قطع» رجوع شود.
٣٣١. علم فقه
به مبحث «فقه» رجوع شود.
٣٣٢. عموم زمانى
عموم و شمول زمانى به سه صورت متصوّر است: ١. گاهى در دليل حكم به عموميت زمانى
[١] . فوائد الاصول، ج ٤، ص ١٣؛ مصباح الاصول، ص ٣٥٦؛ تهذيب الاصول، ج ٢، ص ١٢٣؛ دروس فى الاصول، ج ٢، ص ٧٤؛ نهاية الاصول، ص ٤١٩.